نمونه مقاله ی مروری دررابطه تربیت دینی - امیدشوکتی
تدوین :امید شوکتی
چکیده
اهمیت وضرورت موضوع «تربیت» درگذر تاریخ اندیشمندان ومتفکران را برآن داشته تا تعاریفی از مفهوم آن ارائه دهند.ازاین رو هریک با توجه به جهان بینی خود وگاها مکتب فکری خاصی که به آن وابسته بوده اند،به شرح وتفسیرواژه«تربیت» پرداخته اند.
دراین میان دین نیزبا نگاه جامع وخاص خود به انسان به این موضوع پرداخته ومفهوم «تربیت دینی» راشکل داده است.دراین تحقیق یا روشی کتابخانه ای وتاریخی سعی برآن شده پس از بررسی مفاهیم «تربیت» و«ودین» وارتباط بین آنها ،تعریفی از واژه «تربیت دینی»ارائه گردد.
درواقع تربیت دینی مفهومی وسیع ،از جهان بینی واعتقادات تاالتزام عملی رادربرمی گیرد.درفرآیند تربیت دینی متربی درابتدا مفاهیم را کسب می کند،سپس به آنها ایمان می آورد ودرنهایت باعنایت به آگاهی والتزام درونی ،عمل می کند،که البته این فرآیند درهم تنیده انجام می پذیرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کلیدواژه:«تربیت»،«دین»،«تربیت دینی»
مقدمه
توجه به «تربیت» به عنوان حیاتی ترین مقوله انسانی وعامل صلاح وفساد هرفرد وجامعه ای درطول تاریخ همواره مورد توجه واهتمام مکاتب تربیتی گونا گون بوده است .(دلشادتهرانی،1385:37)
درعصرحاضرموضوع تربیت وپرورش نسل ها از جایگاه واهمیت ویژه ای در میان جوامع برخوردار می باشد.به گونه ای که هر ملتی باهرنوع مکتب ونگاه خاصی که دارد درپی آن است که فرزندان خودرامطابق با فرهنگ وتعاریفی که برای انسان قائل است، پرورش دهدوازاین حیث جوامع هزینه های کلانی راازبعدمالی،انسانی و... متحمل می شوند.
این ضرورت تا بدان جا پیش رفته که حتی اشخاص خود- خواسته یا ناخواسته- از واژه تربیت تعاریف خاصی دارندوبرآنندتااستنباط های خودرادرفرصت های ممکن جامه ی عمل بپوشانند.متفکران و بزرگان حوزه ی تعلیم وتربیت نیز تعاریفی زیادی رابرای واژه تربیت ارائه داده اند.از سقراط وافلاطون پیش از میلاد تاژان ژاک روسو،ماکس وبر و... درسده های اخیر هریک به تبع جهان بینی خاص خود سعی درمفهوم پردازی تربیت داشته اند. درکشورهای اسلامی هم، متفکران به نوبه خود والبته متاثرازجریانات تاریخی عصری که درآن می زیسته اند،درباب مفهوم تربیت به نظریه پردازی پرداخته اند.حال شاید جای این پرسش است که به طوراعم دین وبه طوراخص دین اسلام چه تعریفی از واژه «تربیت» داردو آن را چگونه توصیف می کند؟دراین مقاله سعی شده با توجه به منابع اسلامی ودیدگاه های متفکران اسلامی به پرسش مذکورپاسخ داده شود؟
یافته ها
«تربیت دینی» از دو واژه مجزا تشکیل شده است که نیازمند به تبیین است، از این روابتدا هریک ازآنها راشرح داده وپس از بررسی رابطه بین این دو،به بیان مفهوم «تربیت دینی »می پردازیم.
تربیت
به رغم تنوع وتعدد تعاریف واژه ی تربیت درزبان مربیان تربیتی ،معمولا «تربیت»به فرآیندی از آموزش وپرورش گفته می شودکه طی آن تلاش می شودبه متربی درجهت شکوفا سازی استعدادها وقابلیت های درونی اش کمک شود.دراین فرآیند گذشته از آگاه سازی وانتقال اطلاعات متربی مورد نظارت ومراقبت قرار می گیردوبه سمت خوگیری به انجام یاترک رفتارها وعملکردهانایل شود.(تربیت اسلامی/ص16)
نگاهی به تاریخ تعلیم وتربیت نشان می دهدکه از واژه تربیت تعاریف مختلفی شده است.از جمله:
تربيت عبارت است از دوباره ساختن يا دوباره سازمان دادن تجربه به منظور اينكه معناي تجربه گسترش پيدا كند و براي هدايت و كنترل تجربيات بعدي فرد را بهتر قادر سازد. (جان ديوئی)
تربيت عبارت است از جريان يا نتيجه جرياني كه در آن از طريق هدايت و كنترل يادگيري و از روي سنجش و تدبير و كوشش به عمل ميآيد تا تجربه را شكل دهند. ( برودي)
تربيت جرياني است كه به وسيله آن افراد از روي قصد و اراده، رشد افراد ديگر را هدايت ميكنند.(فيليپ فينيكس)
از نظر ابوعلي سينا، تعليم و تربيت برنامهريزي و فعاليت محاسبه شده در جهت رشد كودك، سلامت خانواده و تدبير شئون اجتماعي براي وصول انسان به كمال دنيوي و سعادت جاويدان الهي.
نظر روسو تعليم و تربيت و بيشتر تربيت، هنر يا فني است كه به صورت راهنمايي يا حمايت و هدايت طبيعت متربي و با رعايت قوانين رشد طبيعي و با همكاري خود او و براي زندگي كردن تحقق ميپذيرد.
اما شاید بتوان یکی از تعاریف کامل از تربیت رادراین بیان از دکتر سیف یافت:
«بنابه تعریف تربیت جریان یافرآیندی منظم ومستمر گفته می شودکه هدف آن هدایت رشد جسمانی وروانی،یابه طورکلی هدایت رشد همه جانبه ی شخصیت پرورش یابندگان درجهت کسب ودرک معارف بشری وهنجارهای مورد پذیرش جامعه ونیزکمک به شکوفا شدن استعداد های آنان است.»(دکتر سیف-ص 35)
بااندکی تامل می توان دریافت یکی از عناصراصلی میان تعاریف فوق توجه به معارفی است که آگاهانه وطی فرآیندی مستمر وپویا به نسل های بعدی منتقل می شود.دانش ها ومهارت هایی که اصالت واهمیت آنها طی تاریخ بشر به اثبات رسیده باشد .
دین
واژه دین نیز از مفاهیمی که همواره درمیدان آراء ونظرات گوناگون صاحب نظران قرار داشته وتوافق مشترک درباره آن وجود ندارد.
ازمنظریدین، آیین، کیش یک جهان بینی و مجموعهای از باورها است که میکوشد توضیحی برای یک رشته از پرسشهای اساسی مانند چگونگی پدید آمدن اشیا و جانداران و آغاز و پایان احتمالی چیزها، و چگونه زیستن ارائه دهد. ادیان فراعقلی اند، یعنی بخش هایی از آن مستقل از عقل و بر مبنای عشق و اعتقاد است.
رابرت ا.هیوم در کتاب ادیان زنده جهان، تعبیر زیبا و دقیقى دارد. او
مىگوید:
«دین به اندازهاى ساده است که هر بچه عاقل و بالغ و یا آدم بزرگ
مىتواند یک تجربه دینى حقیقى داشته باشد و به اندازهاى جامع و پیچیده است که
براى فهم کامل و بهرهگیــرى تـام از آن نیـازمند تجـزیــه و تحلیل مىبــاشــد.» ( رابرت
ا.هیوم ص 18)
دکتر بناری نیز معتقد است که دین عبارت است از مجموعه ی حقایق ارزش ها که همان باید ها ونباید هاکه از سوی خداوند به طور مستقیم ودرقالب وحی ویا به طور غیر مستقیم توسط رسولان ووصیان آنها برای تربیت انسان ارائه شده است.
دکترمحمد فتحعلی خانی درپژوهش خود درمورد «رابطه دین وتربیت اخلاقی» بیان می کند که:دین مجموعه ای از احکام نظری وعملی است.گوهری ترین احکام نظری دین،احکامی است که شناخت ویژه ای ازجهان .انسان رادربردارد.این شناخت ویژه،آغاز وانجام جهان وانسان را مشخص می کند،برای آفرینش غایتی حکیمانه قایل است وتحقق غایت حقیقی انسان را مشروط به شناخت خداوند وعمل به فرامین او می داند.احکام عملی دین ،احکامی است که تبعیت از آنها غایت انسان رامحقق می سازد وترکیبی از احکام فقهی ،حقوقی واخلاقی است.(تربیت اسلامی- ویژه تربیت اخلاقی/93)
رابطه دین وتربیت
«تعلیم وتربیت دانشی است که برمبنای شناخت خاصی از انسان واهداف غایی او،راه وصول به اهداف غایی را نشان می دهد»(فتحعلی خانی 1378،ص32)
بنابراین می توان منبع این شناخت از انسان را منابع دینی دانست ومسیری خاصی رابرای «تربیت»ایجادنمود.به بیانی دیگرایجاد ارتباط مابین دین وتربیت به معنای کاربست ویژه ی یافته های تعلیم وتربیت برای تحقق اهدافی است که ازحوزه ی دین دریافت وپذیرفته شده است.
بنابراین «تربیت»ابزاری برای پیمودن طریق «دین» است وهرفردی مه معی دینداری است متاثر از تربیت به جایگاه خود رسیده است.بدین گونه باید به رابطه تنگاتنگ بین تربیت ودین اشاره کرد وشاید به همین خاطر است که بسیاری از مفاهیم دینی جنیه ی تربیتی دارند.
تربیت دینی
انسان موجودی است دارای ابعاد گوناگون ،که در مسایل تربیتی به دو بعد جسمانی و روحانی آن توجه ویژه می شود.هر کدام از ابعاد جسمانی و روحانی نیز استعدادها و قوایی دارند که پرورش آن نیازمند تعریف سامانه ای همه جانبه نگر و هدف مند است.
از این روهر مکتبی مدعی پرورش و تربیت بشر است و برای ادعای خود دلایل و شواهدی می آورد اما نتیجه تربیت هر مکتب به شدت وابسته به مبانی آن مکتب است.انسان تربیت شده در هر دستگاه تربیتی از خود رفتارهایی بروز می دهد که برآیند خواست ها و باید های آن مکتب است و تحلیل کنش های هر انسان بدون شناخت مکتب تربیتی وی ، کاری غیر علمی و سطحی خواهد بود.
«تربیت دینی» که درادبیات رایج تعلیم وتربیت اصطلاحا به مفهوم جنبه ای ازفرآیند تعلیم وتربیت ناظربه پرورش ابعاد شناختی،عاطفی وعملی متربی ازلحاظ التزام او به دین معین بوده وبه عبارت دیگر رشدوتقویت عقاید دینی،حالات وعواطف مذهبی وتقید به مناسک وآداب دینی رابرای تقویت شخصیتی متدین مدنظردارد (چیستی تربیت دینی/خسروباقری ص7)همواره مورد توجه اندیشمندان تربیتی با دیدگاه های مختلف بوده است.
البته در دید گاه های غربی « تربيت ديني در اصطلاح و ذهنيت رايج غربي، همتراز «القا و تلقين ارزشها»و متقابلاً مفهوم تحميل و القاي ارزش، و تداعيگر «تربيت ديني و اخلاقي» است. در فضاي فكري حاكم بر غرب، فرض بر اين است كه تربيت ديني، بهجز از طريق القاي كوركورانه ميسور نيست و ازآنجاكه القا و تلقين، ناعادلانه و نابخردانه است، بايد تربيت ديني را متوقف ساخت.»
(Chombliss, J.J.(ed), Philosophy of education: an Encyclopedia, p. 303.)
جهت شناخت مفهوم« تربیت دینی» ، ناگزیرخواهیم بود تاثیر پسوند دین را در محتوا و جهت تربیت به رسمیت بشناسیم و بدانیم برنامه های تربیتی قابلیت جهت دار شدن را دارند.درواقع در بررسي مفهوم تربيت ديني گاه برآنيم كه نقش دين، آموزهها و باورهاي ديني را در پرورش انسان مورد توجه و ارزيابي قرار دهيم.
همانگونه که ذکر گردید دین مجموعه ای است از مطالب که جنبه ی توصیفی وتجویزی دارندوباید های ونباید ها درآن مطرح اند.به مجموعه ی گزاره های توصیفی وتجویزی که ازطرف خدا به انسان داده شده است،دین گفته می شود.مثلا اینکه« خدا یکی است» و«خدا شریک ندارد»و...
این هاگزاره های توصیفی است که معیار اعتقادات درانسان است واگراین اعتقادات ایجاد شد می گوییم که فرد دینی شده.پس لازمه ی دینی شدن وتربیت دینی،ازجمله این است که فرددرابتدا این گزاره های توصیفی را دریافت کرده باشد.عنصر دیگر این است که فردایمان بیاورد.فرداگراین التزام قلبی را نسبت به خدا نداشته باشد،یعنی ایمان دراو حاصل نشده باشد،نمی توانیم صفت دینی بودن رابراو اطلاق کنیم.بالاخره عنصرسوم دینی بودن ،این است که فردباداشتن آن اعتقاد واین التزام (ایمان)، پاره ای از اعمال را انجام دهد،که مضمون همان گزاره های توصیفی است.فردباید احکام دین رادراعمال خودآشکار کند واعمال خودراتابع این احکام قرار دهد.
این سه عنصر دردینی بودن یا تربیت دینی فرد عناصر اساسی شمرده می شوندواگر کسی تربیت دینی شده باشدباید این سه بعد دراو ملاحظه شود.یعنی اصول را پذیرفته باشد،آنها رادرقلبش جای داده باشدودرعمل به احکام التزام داشته باشد.(تربیت اسلامی- ویژه تربیت اخلاقی/224)
تربيت ديني بدين ترتيب، هم به جهانبيني و مباني اعتقادي و باورهاي انسان نظر دارد و هم به اصول و ارزشهاي اخلاقي، حقوقي، سياسي و نظاير آنها متكي است. بهعبارتي، تربيت ديني هم با انديشه و نظر فرد و هم با اخلاق و عمل او كار دارد. اين دو قلمرو، يا مناسبتر، اين دو حيثيت هرگز از يكديگر جدايي نميپذيرند. بنابراين تصور اينكه تربيت ديني تنها بهمنظور ايجاد تحول در نگرشها صورت ميپذيرد و كاري با حوزة اخلاق و عمل ندارد، تصور بيجايي است. بهعلاوه، تربيت ديني به روشهاي برگرفته از دين و احكام و قوانين ديني و يا شيوههاي مورد تأييد دين نيز نظر داشته، به گرايشها، احساسات، عواطف و هيجانات فرد جهت و معنا ميبخشد.
جدای ازاهداف،مبانی واصول دین درپیکره خود با منابع مختلفی که دارد(به عنوان مثال دردین اسلام: قرآن،حدیث،نهج البلاغه و...)روش های تربیتی را نیزبرای سیردرمسیرتربیت دینی معرفی می کند.که نمونه های فراوانی ازآن می توان ذکر نمود:
ولاتَلمِزُواَنفسکم وَلاتَنابَزوابِالقابِ
وهرگزعیب جویی یکدیگر نکنید وبه نام والقاب زشت یکدیگر را نخوانید.(حجرات،12)
قال امیر المؤمنین علیه السلام :
اَولَی
الاَشیاءِ اَن یَتَعَلَّمَهَا الاَحداثُ، الاَشیاءُ الَتی اِذا صاروُا رِجالاً
اِحتاجُوا اِلَیها.
سزاوارترین علوم و دانشهائی که جوانان باید فرا گیرند، چیزهایی است که وقتی بزرگ
شدند به آنها نیاز خواهند داشت. (جوانان باید دوراندیش باشند تا بتوانند فردا و
فرداها را نیز بخوبی ببینند.) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۲ ص ۳۳۳
ک ۸۱۷
قال امیر المؤمنین علیه السلام :
عَلمٌ لا
یُصلِحُکَ ضَلالٌ، وَ مالٌ لایَنفَعٌکَ وَ
بالٌ.
علم و دانشی که تو را اصلاح نکند گمراهی و مال وثروتی که برای تو سودمند نباشد؛
مایهی عذاب و ناراحتی است.(غرر الحکم/ حرف ع)
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم:
اَدِّبُوا اَوْلادَکُمْ فى بُطونِ اُمَّهاتِهِمْ. قیلَ: وَکَیْفَ ذلِکَ یا رَسُولَ
اللّهِ؟ فَقالَ: بِاِطْعامِهِمُ الْحَلالَ؛(1)
فرزندانتان را در رحم مادرانشان تربیت کنید. سئوال شد: این چطور ممکن است، اى رسول
خدا؟ فرمودند: با خوراندن غذاى حلال (به مادرانشان).
(جُنگ مهدوى، ص .132)
و...
درحقیقت فراوانی بالای اشارات تربیتی در منابع دینی غیرقابل انکار است وازاین رو بایستی پذیرفت که دین برای تربیت انسانی که ابعاد وحالات کلی اورادرجهان بینی،اصول واهداف مطرح می کند،روش های تربتی رانیز به تبع آن بیان می دارد.
تربیت دینی به واقع مبیین این موضوع است که کرامت انسان اقتضا دارد وی بتواند به پشتوانة ابزار و عناصری شخصی و شخصیتی (نظیر حواس ظاهری و باطنی، امیال، گرایشها، انفعالات و احساسات) به جایگاه والای خویش در نظام آفرینش بیندیشد و برای نیل به آن جایگاه به کمک اعضای ظاهری (جوارح) و نیروهای درونی (جوانح) خویش تلاش مناسب را به عمل آورد.( الهي قَوِّ عَلي خِدْمَتِک جَوارِحي، وَاشْدُدْ عَلَي الْعَزيمَةِ جَوانِحي؛ «بارالها! اندام ظاهري مرا بر خدمتگزاري به درگاهت نيرومند فرما و اعضاي حسي، ذهني و دروني مرا بر عزم در راهت مستحکم نما». (شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان، دعاي كميل)
چنین جایگاهی جز از راه معرفت دینی و التزام به رهنمودهای دینی میسر نیست و این هدف برجسته و مقصود بایسته، تنها با تربیت دینی قابل تحقق است.روش های علمی هم که درحوزه ی علوم تربیتی کشف می شود،دراین مسیر قرار گرفته وترکیبی از رسول باطنی (عقل) ورسول ظاهری(شریعت)به انسان برای حرکت درمسیرکمال یاری می رساند.
بحث ونتیجه گیری
بایستی توجه داشت که درتعاریفی که ازتربیت ارائه می گردد ،متربی به عنوان فردی متصور می شود که ازیکسری دانش ها ،تجارب و مهارتها بی بهره بوده ولازم است مربی به عنوان فردی آگاه وی را هدایت کند.حال اگر این دانش ها ومها رت ها فرد رابه گونه ای رشد دهدکه به سمت کمال واقعی خود طی طریق نماید،سوال اینجاست که منبع این دانسته چه باید باشد؟
تاریخ بشرنشان داده که مکتب های انسان ساخته - به کندی یابه تندی- انسان ها رابه مسیرهایی کشانده اند که بازگشت ازآنها بسیارپرمخاطره وهزینه بر بوده است.بنابراین برای سیر درمسیرانسانیت لزومابرترین گزینه همان است که از جانب خالقی که آگاه ترین به ذات انسان است ارائه شده.بااندک بررسی درمنابع دینی (خصوصا منابع اسلامی) می توان اشارات تربیتی فراوانی ازحوزه ی اهداف تا حوزه ی روش های تربیتی یافت.حال باید پرسید:«تربیت دینی»چیست؟
«تربیت دینی» برخلاف تعاریف محدودی که از تربیت می شود،مفهوم وسیعی دارد واز جهان بینی ،مبانی اعتقادی وباور های انسان گرفته تا روش زندگی را دربرمی گیرد.درواقع درتربیت دینی فرد هم درحوزه ی دانشی ،هم درحوزه ی عاطفی وانگیزه ی کردار وهم دربحث اعمال، برمبنای مبانی واصول بنیادینی عمل می کند که مدنظر دین به عنوان یگانه راه سعادت واقعی انسان هاست.
حال لازمه ی تربیت دینی این است که ابتدا فردمفاهیم را دریافت کند وپس از اعتقاد والتزام درونی، به آنها عمل نمایدودراینجاست که وظیفه سنگین مربیان تربیتی آشکار می شود.آنها به عنوان کارگزاران امرتربیت نه تنهاخود باید آگاه وعامل به دین باشند،بلکه بایستی روش های تربیت دینی رانیز آگاهانه به کار گیرند.
منابع:
دلشاد تهرانی،مصطفی (1385).ماه مهرپرور:تربیت درنهج البلاغه.چ سوم.تهران :انتشارات دریا.
مرکز مطالعات تربیت اسلامی(1379)،تربیت اسلامی(ویژه تربیت اخلاقی)،مرکز خدمات فرهنگی مطهر
سیف،علی اکبر(1390)روانشناسی پرورشی نوین،ویراست ششم،تهران،دوران
رابرت ا.هیوم، ادیان زنده جهان، ترجمه دکتر عبدالرحیم گواهى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، 1372، ص 18.
فتحعلی خانی،محمد.(1378)آموزه های بنیادین علم اخلاق،ج1،قم
شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان، دعاي كميل
باقری،خسرو(1380)،چیستی تربیت دینی،مرکز مطالعات تربیت اسلامی
نهج البلاغه،سیدرضی
http://www.ensani.ir
Chombliss, J.J.(ed), Philosophy of education: an Encyclopedia, p. 303.